اختصار معنی انگلیسی abbreviation brevity briefness conciseness concision واژههای انگلیسی با این معنی reductional اختصار، تبديل، کاهش abstraction اختصار، تجريد، انتزاع abstractedness اختصار، تفرقه حواس، تجرد abbreviation اختصار، مخفف، مختصر correption اختصار، کوتاه کردن aux در DOS اختصار پورت يا درگاه کمکي است، که پورت ارتباطات را در DOS به عنوان، پيش فرض استفاده مي کند shortening کوتاه سازي، اختصار، کره terseness ايجاز، اختصار، خالي بودن از شاخ و برگ abridgement كوتاهي، اختصار، خلاصه abridgment کوتاهي، اختصار، خلاصه brevity کوتاهي، اختصار، ايجاز concise-ness کوتاهي، اختصار، اجمال shortness کوتاهي، اختصار، کمي briefness کوتاهي، اختصار contraction انقباض، جمع شدگي، اختصار synoptically اجمالا، بطورمختصر، بطريق اختصار brachylogy کوتاهي، ايجاز، اختصار (درسخن) condensation انقباض، تکثيف، جمع کردن simplifcation ساده سازي، ساده گرداني، مختصر سازي compression بهم فشردن، تراکم، خلاصه نمودن curtailment کوتاه سازي، کاهش، ترخيم