اخطار کردن معنی انگلیسی warn واژههای انگلیسی با این معنی forewarn از پيش اخطار کردن notify someone به کسي اخطار کردن premonish از پيش خبردادن، از پيش اخطار کردن notified آگاهي دادن، اعلام کردن، اخطار کردن notifies آگاهي دادن، اعلام کردن، اخطار کردن notify آگاهي دادن، اعلام کردن، اخطار کردن portend از پيش خبر دادن، پيشگويي کردن، حاکي بودن از announce آگهي دادن، اعلان کردن، اعلام کردن annuncing اخطار دادن، هشدار دادن، خبر کردن