اذیت معنی انگلیسی aggro annoyance fret gibe harassment irritation mischief persecution pinprick vexation واژههای انگلیسی با این معنی chew out اذيت کردن، توبيخ کردن botheration آزار، اذيت، تصديع obsession آزار (دهي) تصديع، اذيت، وسوسه annoyance آزار، اذيت، تصديع harassment ستوه اوري، اذيت، حمله مکر ر molestation آزار، اذيت، ممانعت mischievousness شيطنت، اذيت inoffensive بي ازار، بي اذيت، بي ضر ر hurtless بي زيان، بي اذيت، بي صدمه get hurt آزار ديدن، اذيت شدن teaze ازاردادن، اذيت کردن، کسي را دست انداختن bedevil ازارکردن، اذيت کردن، بستو اوردن obsess آزار دادن، اذيت کردن، تصديع دادن chivvy (chive=) تعقيب کردن، اذيت کردن. excruciating ازاردهنده، اذيت کننده، سخت ratten (کارگري را) بوسيله دزديدن يا خراب کردن، افزارش اذيت کردن futz مسخره بازي کردن، فضولي و اذيت کردن، ور رفتن به vexatious action دعوي ايذائي، دعوائي که هدف آن فقط ايذاء و اذيت طرف، باشد mischief گزند، آسيب، اذيت injuries اسيب، ازار، اذيت injury اسيب، ازار، اذيت harm اسيب، صدمه، اذيت hindrance پاگيري، بازماندگي، اذيت nuisance آزار، مايه آزار، اذيت