اریب معنی انگلیسی bevel cater-cornered diagonal oblique slant slantwise واژههای انگلیسی با این معنی skewed اريب، مورب. loxodrome خط اريب، خط مايل. slap pass پاس اريب oblique section مقطع اريب، مقطعي که بوسيله صفحه اريب، جسم را برش بدهد thwartwise بطور اريب، بطور متقاطع، اريب cornerways بطور اريب، مورب، از گوشه . betwixt edge اريب کردن، يخ اريب skew ailcron شهپر اريب tent stitch کوک اريب. crosscut اريب بريدن، ميان بر. skew weir سرريز اريب bevel sawing اره کاري اريب clock skew اريب زمان سنجي. crosshatch بطور اريب سايه زدن، بطور متقاطع هاشور زدن. croddhatching بطور اريب سايه زدن splay بطور اريب گشاد کردن، فارسي کردن، از بند خارج کردن balmacaan پالتو فراخ با آستين اريب base circle هر قسمت اريب از يک سيلندر، دايره مبنا biteuro chagi ضربه پا بطرف اريب (تکواندو) have an angle بريدن مسير مهاجم بصورت اريب biased fabric پارچه جندلايه اي که بصورت اريب با تار و، پود پارچه بريده شده است overstrung زياد کوک شده داراي دو رشته سيم که اريب وار، از يکديگر مي گذرند transverse متقاطع، اريب، مورب traverse متقاطع، اريب، مورب