از جلو
معنی انگلیسی
by headlong
واژههای انگلیسی با این معنی
- restrain جلو گيري کردن از، فرو نشاندن
- indulge جلو گيري نکردن از، ازاد گذاردن، بحال خود واگذاردن
- polish off از جلو کسي درامدن، تمام کردن، خوردن.
- cross face درو از جلو (کشتي)
- fore and aft از جلو به عقب کشتي
- salto پشتک از جلو يا عقب
- back jackknife شيرجه از جلو بصورت کارد
- slipstream استفاده از خلاء نفر جلو
- sidearm با حرکت دست از پهلو به جلو
- pass under رد شدن از جلو موج سوار ديگر
- pushaway غلطاندن گوي بولينگ از جلو بدن، حرکت پارو با دورشدن تيغه از قايق
- passing game حمله با استفاده از پاس به جلو
- irrepressible joy کسيکه نتوان از او جلو گيري کرد، ادمي که نتوان جلو اوراگرفت
- forewing هريک از دوبال جلو حشرات چهار بال، بال جلو.
- moebius flip پشتک از جلو يا عقب در پرش (اسکي)
- immunological گفتار در جلو گيري از واگيره ناخوشي، مبحث معافيت از ناخوشي
- immunologist گفتار در جلو گيري از واگيره ناخوشي، مبحث معافيت از ناخوشي
- immunology گفتار در جلو گيري از واگيره ناخوشي، مبحث معافيت از ناخوشي
- one upmanship سبقت يا جلو افتادگي از حريق يا رقيب، يک قدم سبقت، دست پيش گيري.
- colledge پرش از لبه خارجي و جلو اسکيت با نيم، چرخش و برگشت
- obstruction guard ميله جلو لوکوموتيوکه موانع را از روي، ريلهاپس ميزند
- three turn چرخش از جلو بعقب و بعکس با تغيير لبه، اسکيت
- hip throw گرفتن کمر مهاجم و از جلو انداختن او از، روي کمر (جودو)، فن اوگوشي
- long on موضه گرفتن در جلو توپزن و دور از او در، طرف ديگر (کريکت)