از پیش بردن معنی انگلیسی achieve execute implement واژههای انگلیسی با این معنی outvie پيش بردن از، برتري جستن از overcome پيروز شدن بر، مقلوب ساختن، غلبه کردن بر carriage بردن، حمل، کرايه push پوش، هل دادن، از عقب زور دادن walking ring پيست بيضي شکل براي راه بردن و گرم کردن، اسب پيش از مسابقه