از کنار
معنی انگلیسی
laterally
واژههای انگلیسی با این معنی
- cross block سد کردن خط دفاعي از کنار
- wing threequarter هريک از دو مدافع کنار زمين (رگبي)
- zone ride کنار رفتن بعضي از بازيگران حريف براي، دفاع از يک منطقه
- baseball pass پاس با يک دست از کنار گوش در بسکتبال، نوعي پرتاب توپ
- pase گذراندن ماهرانه گاو از کنار گاوباز با، حرکت شنل
- demount کنار گذاشتن يک رسانه ذخيره مغناطيسي از، دستگاهي که روي آن نوشته و از آن، مي خواند
- angle block سد راه شدن از کنار براي منحرف کردن حريف، (فوتبال آمريکايي)
- pt down نوشتن، کنار گذاردن، خوار وخفيف کردن
- ex works تحويل در کنار کارگاه يا کارخانه، يک از، قراردادهاي اينکوترمز که در آن فروشنده
- layaway خريد قسطي به اين ترتيب: کالا کنار گذاشته، ميشود و پس از پرداخت همه ي قيمت به، خريدار تحويل ميشود
- ex ship تحويل در کنار کشتي، يکي از قراردادهاي، اينکوترمز که در آن فروشنده کالا را در
- ramdrive.sys در DOS يک فايل پيکربنغي همراه سيستم عامل، است که بخشي از حافظه دستيابي مستقيم، کامپيوتر را بعنوان يک ديسک کنار مي گذارد
- fasc. = fasciculus، دسته، دسته اي کوچک از الياف عصبي - عضلاني
- deletion record يک رکورد جديد که يک رکورد موجود از فايل، اصلي را جابجا کرده يا کنار مي گذارد، رکورد حذفي
- plow back عايدات حاصله از کسب وکار را براي سرمايه، گذاري مجدد کنار گذاردن.
- pretermit حذف کردن، انداختن، از گفتن (چيزي) فرو گذاري
- aside دريک کنار، جدا، آهسته
- denistall کنار گذاشتن يک برنامه يا دستگاه، سخت افزاري از سرويس دهي
- intervale پارچه اي از زمين پست در ميان تپه هاي يا در، کنار رودها
- seaside کنار دريا، لب دريا، قسمتي از شهر که روي ان بدريا است
- beside پهلوي، کنار، دربر
- barrier inspection بازديد کنار جاده، بازديد از موانع