ازپیش معنی انگلیسی beforehand واژههای انگلیسی با این معنی precognition اگاهي ازپيش، دانش قبلي، باز پرسي قبلي از گواه foreknow ازپيش دانستن، ازغيب اگاهي داشتن از theory of epigensis فرض اينکه نطفه بوجودميايدنه اينکه ازپيش، بوده وپس ازمواقعه hare and hounds بازي اي که دوتن بنام خرگوش ازپيش دويده خرده، هاي کاغذبرزمين م more than ever بيش ازهروقت، بيش ازپيش incalculability بيشماري، خاصيت چيزيکه نتوان حساب يا ازپيش براورد کرد transact معامله کردن، سوداکردن، ازپيش بردن scud سبک رفتن، تند رفتن، (ازپيش باد) رانده شدن from از، از:بواسطه، از:درنتيجه fro پس، عقب، دور