استفاده کردن
معنی انگلیسی
ply use
واژههای انگلیسی با این معنی
- utilize استفاده کردن از، مورد استفاده قرار دادن، بمصرف زدن
- do up اماده استفاده کردن، شروع بکار کردن، انجام دادن
- take advantage سوء استفاده کردن از، استيفاء
- play on سوء استفاده کردن از
- trade on سوء استفاده کردن از
- reuse دوباره استفاده کردن.
- exercise one's veto از حق وتو استفاده کردن
- medicalize از روشهاي پزشکي استفاده کردن
- chain sweep مين جمع کردن با استفاده از زنجير، مين جمع کني با زنجير
- stick-check دور کردن گوي از گوي دار با استفاده از، چوب (هاکي روي يخ)
- solenoid sweep پاک کردن مين با استفاده از قدرت سيم پيچي، مغناطيسي، مين روبي با استفاده از سلونوئيد
- sexploitation استفاده از انگيزش جنسي براي گيرا کردن فيلم
- put upon تحميل کردن بر، استفاده کردن از، سود بردن از
- impose upon فريب دادن، سوء استفاده کردن از
- air-cooled oil-cooler نوعي خنک کننده روغن که از جريان هوا، براي خنک کردن روغن استفاده ميکند
- improve بهبودي، بهتر کردن، آباد کردن
- parlay مبلغ اصلي به علاوه ي مبالغ برده را يکجا شرط، بندي کردن، شرط بندي يکجا
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- DSR حروف اختصاري Data Set Ready، سيگنالي است که در، ارتباطات سريال مورد استفاده قرار ميگيرد و توسط مودم به
- exclusion principle اصل مستثني کردن (معيار تشخيص کالاهاي، عمومي از غير عمومي)، اگر بتوان مانع
- rubber-dam سد لاستيکي، جدار لاستيکي، ورقه اي از پلاستيک خام
- abuse بد بكار بردن، بد استعمال كردن، سو استفاده كردناز
- benefit (.n): منفعت، استفاده، احسان