استنطاق معنی انگلیسی cross-examination inquisition واژههای انگلیسی با این معنی cross question استنطاق، بازجويي، سئوال بطريق استنطاق. cross-examination استنطاق، پرسش، روبروسازي cross-examine استنطاق کردن، پرسش کردن از، بدقت جوياشدن از cross examine استنطاق کردن، بازجويي کردن. cross-question بدقت جوياشدن از، استنطاق کردن re-examination باز پرسي دوم باره، استنطاق مجد د، امتحان دوم باره re-examine دوباره باز پرسي کردن، از دوباره استنطاق کردن، دوباره امتحان کردن fishing expedition بازپرسي قانوني، تحقيق، استنطاق. interrogate پرسش کردن از، سوال کردن از، بازپرسي کردن از interrogation پرسش، استفهام، سوال cross examination بازجويي همگاني، تحقيق چند جانبه، بازپرسي کردن