اشاره کننده
معنی انگلیسی
allusive referrer
واژههای انگلیسی با این معنی
- suggestive اشاره کننده، دلالت کننده، دال
- allusive اشاره کننده، کنايه دار، رمزي
- adumbrative اشاره کننده، اندک نمايش دهنده
- signaller اشاره کننده، اخطار کننده
- referential اشاره کننده
- gesticulative اشاره کننده باسرودست درسخن گفتن، متضمن اشارات وحرکات
- gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده (درگفتار)
- freddie اشاره به ايستگاه يا يکان کنترل کننده در، درگيري هاي هوايي
- insinuative اشاره ؟ميز، اشاره کننده، خود جا کن
- designative معرفي کننده، اشاره کننده، تعيين کننده
- impilcative فهماننده، اشاره کننده، رساننده
- indicative اخباري، خبر دهنده، اشاره کننده
- insinuator خود شيريني کننده، چاپلوس، اشاره کننده
- connotative دلالت کننده، درضمن، اشاره ضمني کننده
- poniter شاهين ترازو، عقربه، عقربک
- pointer شاهين ترازو، عقربک، خط کش بلند
- indicator نماينده، شاخص، اندازه
- determiner تصميم گيرنده، مشخص کننده، ضمير يا صفت اشاره .
- indicant اشاره نما، نماينده، نشان دهنده
- determinative تعيين کننده، نشان توصيفي، صفت