اشتراک
معنی انگلیسی
commonality communion
واژههای انگلیسی با این معنی
- subsoription اشتراک، ابونمان، وجه اشتراک پول ابونمان
- subscription اشتراک، آبونمان، پول يا
- subescription اشتراک، ابونمان، پول اعانه .
- intercommunity اشتراک، جمع المالي
- sharing اشتراک، تسهيم.
- communality اشتراک
- time sharing اشتراک وقت، اشتراک زماني
- abonne حق اشتراك، وجه اشتراك، آبونه مجله يا روزنامه
- duumvirate اشتراک دوتن، همرتبه درکاري، حکومت دونفري
- common statement حکم اشتراک.
- data sharing اشتراک داده
- mystic participation اشتراک رمزي
- shared logic منطق اشتراک
- shareware اشتراک افزار، آزمون - افزار
- throughput time اشتراک زماني
- resource sharing اشتراک در منابع، اشتراک گذاشتن منبع، اشتراک منبع
- synergetic داراي اشتراک مساعي، همکاري کننده، کمک کننده
- synergic داراي اشتراک مساعي.
- estate in common اشتراک در مالکيت زمين، در CL حالتي را گويند که دو يا چند نفر، در زميني با عناوين مختلف و يا با عنوان
- collegiality اشتراک و تساوي اختيارات، اين اصل: اختيارات و صلاحيتها بين پاپ و، اسقفها مشترکاست
- cost sharing contract قرارداد اشتراک در هزينه ها
- solicitor کسي که کارش جمع کردن وجوه اشتراک يا اعانه، است
- overlapping رويهم افتاده، داراي اشتراک.
- cross compiling assembling روشي که توسط آن يک فرد از ميني کامپيوتر، و کامپيوتر بزرگ يا سرويس اشتراک زماني، استفاده مي کند تا برنامه هايي را نوشته و