اشعار
معنی انگلیسی
poetry
واژههای انگلیسی با این معنی
- libretti نويسنده اشعار اپرا
- librettist نويسنده اشعار اپرا
- libretto نويسنده اشعار اپرا
- nursery rhyme اشعار مخصوص کودکان.
- lyricist نويسنده ي اشعار غنايي، نويسنده ي متن آواز، ترانه سرا
- vers de societe اشعار سبک و نغز و طعنه اميز، ترانه هاي ملي.
- heroic stanza اهنگ چهارهجايي در اشعار حماسي، (بروزن abab).
- bardolater شيفته اشعار وسبک شعري شکسپير.
- iambize اشعار هجايي بسبک وتد مجموعساختن.
- goliard دانجشوي اواره قرون 12 و 13 که اشعار، هجايي ميخوانده
- epos اشعار رزمي پيشينيان که نوشته نشده باشد
- rhapsodies بخشي از اشعار رزمي که دريک وهله سروده ميشد
- rhapsody بخشي از اشعار رزمي که دريک وهله سروده ميشد
- rhapsode دوره گردي که اشعار رزمي (هومر يا ديگران را)، مي سرود
- poetry شعر، اشعار، نظم
- lyrics غزليات، اشعار غنائي
- lyries غزليات، اشعار غنائي
- lyrism غزل سرايي، پيروي از سبک اشعار بزمي.، رجوع شود به lyricism
- winged horse شعر، نظم، اشعار
- rhapsodiz خواندن، از بر خواندن، سرودن
- indication نشان، نشانه، خبر