اغراق
معنی انگلیسی
overstatement
واژههای انگلیسی با این معنی
- exaggeration اغراق، گزاف گويي، مبالغه
- overstatement اغراق
- exaggerator اغراق گو، گزاف گو، مبالغه کننده
- exaggerative اغراق اميز، گزاف گو، مبالغه کننده
- overstate اغراق گفتن در، اغراق آميز کردن
- exaggerate اغراق اميزکردن، بيش ازحدواقع شرح دادن، مبالغه کردن در
- reclame اگهي اغراق اميز، معرفي
- puffery ستايش اغراق اميز، چين چيني پف دار
- bighead عقيده اغراق اميز شخص نسبت بخودش.، انواع بيماريهاي دامي که نشان آن آماس، سر وگردن است
- caricaturist کشنده تصويرهاي مضحک و اغراق آميز
- hyperbole مبالغه، اغراق، گزاف گويي
- draw it mild تندنرو، اغراق نگو
- overdid بحد افراطرساندن، اغراق آميز، زياد بکاربردن
- overdo بحد افراطرساندن، اغراق آميز، زياد بکاربردن
- high flown گزاف، اغراق اميز، پرطمطراق
- lyricism حالت غزلي، احساسات اغراق آميز
- apotheosized تا درجه خدايي ستوده، تکريم اغراق اميز نموده، باوقار
- caricature تصوير مسخره آميز، نمايش اغراق آميز از شکلي
- twister کسي که ميچرخاند يا مي پيچاند، کسي که اغراق ميگويد يا تحريف ميکند، گردباد
- overact بيش از اندازه انجام دادن، بطور اغراق آميز بازي کردن يانمايش دادن
- fulsome زننده، نفرت انگيز، اغراق اميز
- highfalutin بلند، پرطمطراق، اغراق اميز
- hyperbolically از راه گزاف گويي، از راه مبالغه، از روي اغراق
- overcolour زياد لعاب دادن، زياد آب و روغن دادن، اغراق آميزکردن