اغماض معنی انگلیسی charity condonation forbearance remission sufferance واژههای انگلیسی با این معنی paraleipsis اظهارضمن اغماض، افهام ضمني paralipsis اظهار ضمن اغماض، افهام ضمني sign a waiver قبول اغماض نمودن condonation چشم پوشي، اغماض towink at ناديده پنداشتن، اغماض کردن، ناشنيده گرفتن condone چشم پوشيدن از، اغماض کردن، درگذشتن از indulgently ازروي گذشت، ازروي اغماض، با مساهله tolerator تحمل کننده، اغماض کننده reclama درخواست تجديد نظر، تقاضاي اغماض و تجديد، نظر در تصميمات متخذه يا راي irremissibly بطور بخشش ناپذير، چنانکه نتوان بخشيديا اغماض کرد، بطورالزام اور remissibility بخشيدني، بخشودني، قابل اغماض remissible بخشيدني، بخشودني، قابل اغماض venial بخشيدني، کوچک، قابل اغماض tolerant بردبار، شکيبا، اغماض کننده veniality کوچکي، ناچيزي، قابليت اغماض excusable بخشيدني، قابل بخشش، قابل عفو irremissible نبخشيدني، بخشش ناپذير، غير قابل عفو remission بخشش، آمرزش، عفو indulgence ازاد گذاري، عدم جلو گيري، مساهله tolerance بردباري، شکيبايي، تحمل indulgent گذشت کننده، مساهله کننده، سهل گير