افتخار معنی انگلیسی distinction glory honor kudos laurels pride واژههای انگلیسی با این معنی loaded with honours غرق افتخار battle honour نشان افتخار medal of honor نشان افتخار honorable service خدمت با افتخار، خدمت افتخار آميز place of honor مکان پر افتخار mark of d. نشان امتيازيا افتخار trophied مزين به نشانهاي افتخار، پرمدال honoree دريافت کننده ي مقام يا نشان افتخار، سپاسگير، مورد تجليل roll of honour صورت افتخار (صورت کساني که درجنگ براي ميهن، خود فداکاري کرده اند) eclat شهرت نمايان، افتخار، تحسين gloriation فخر، افتخار، لاف insigne نشان، نشان افتخار، نشان رسمي honorific تجليلي، افتخار اميز، عنوان تجليلي. headshrinker کسي که سر دشمن را بريده و به روش خاصي، آنرا کوچک کرده و براي ياد بود و افتخار، نگهداري ميکرد Augustinian وابسته به آگاستين مقدس و عقايد او، وابسته به سازمانهاي کليسايي که به افتخار، آگاستين مقدس نامگذاري شده اند honor (honour) احترام، عزت، افتخار eleusinian وابسته به شهر الوسيس: Eleusis، وابسته به مراسم مذهبي به نام mysteries، Eleusinian که هر ساله به افتخار mense حس تميز، ظرافت، نزاکت gloried جلال، بزرگي، عزت glories جلال، بزرگي، عزت glory جلال، بزرگي، عزت credit اعتبار، آبرو، اعتماد Pythian اهل دلفي يونان، وابسته به ' اپولو '، هاتف. distinction فرق، امتياز، برتري