افراشتن معنی انگلیسی fly lift rear unfurl upraise uprear واژههای انگلیسی با این معنی dressing ship افراشتن پرچم، تزيين کشتي dress ship پرچم جشن را افراشتن half-mast نيمه افراشتگي، نيمه افراشتن meal break استراحت ناهار، افراشتن پرچم ناهار، زنگ ناهار (دريايي) erect راست کردن، بلندکردن، افراشتن hoist بالا بردن، بلند کردن، بر افراشتن half mast نيم افراشته، نيم افراشتگي پرچم، نيم افراشتن پرچم crest کاکل، تاج، جيکا