التیام
معنی انگلیسی
mend
واژههای انگلیسی با این معنی
- keloid برامدگيايکه درمحل التيام زخم پديد ميايد.
- cicatrization عمل گوشت نوبالا اوردن زخم وباقي گذاردن نشان، التيام
- conglutination بهم چسبيدگي، التيام، بهم چسباني
- agglutinant چسباننده، التيام آور، چسب
- incarnant گوشت نو اور، التيام اور
- reconcilability اصلاح پذيري، التيام پذيري، قابليت تطبيق
- conglutinative بهم چسباننده، التيام دهنده، جوش دهنده
- healer شفادهنده، التيام دهنده
- scar tissue بافت همبند جاي زخم، محل التيام زخم.
- epithelize (پزشکي - زيستشناسي) با روپوشه پوشاندن، (مثلا هنگام التيام زخم معده، روپوشه دارکردن
- conglutinant به هم چسبان، جوش زن، التيام بخش
- reconcilable اشتي دادن، اصلاح پذير، التيام پذير
- mending تعمير، مرمت، نوسازي
- reconcilement اشتي (دهي)، اصلاح، اصلاح
- reconciliation اصلاح، اصلاح، اشتي (دهي)
- agglutination عمل چسباندن يا بهم پيوستن، بهم پيوستگي، هم چسبي
- agglutinate چسباندن، ترکيب کردن، تبديل به چسب کردن