انباشته معنی انگلیسی congeries cramped heap hill mass pile pocket ruck stack stockpile store واژههای انگلیسی با این معنی stockpile انباشته، ذخيره، انباشته کردن stored انباشته، ذخيره شده . stored program برنامه انباشته، برنامه ذخيره شده accumulated error خطاي انباشته . stacked column chart جدول ستوني انباشته stacked column graph نمودار ستوني انباشته theory of accumulation نظريه انباشته (شطرنج) stored program computer کامپيوتر با برنامه انباشته، کامپيوتر با برنامه ذخيره شده azotemia انباشته شدن مواد نيتروژن دار در خون، ازوتمي، ازت انباشتگي superfund بودجه ي از ميان برداري انباشته هاي مواد سمي، کارخانه ها و غيره full پر، انباشته، کامل cramped شلوغ، انباشته، چپانده replete پر، انباشته، پر کرده bdl مخفف: بسته، انباشته، توده filled پر، انباشته، مملو lumberyard محوطه ياحياط تير فروشي که الوار در ان، انباشته شده . moraine سنگ و خاکي که از نوده يخ غلتان رانده و در، جايي انباشته ميشود jackpot برنده تمام پولها، جوايز رويهم انباشته .، جايزه ي بزرگ laden بارشده، بارکرده، انباشته full TO repletion پر، پرپر، انباشته accumulat گرد آوري، فراهم کردن، انباشته کردن acervate کپه شده، بهم چسبيده، انبوه شده oodles فراوان، خيلي زياد، توده oodlins فراوان، خيلي زياد، توده