انتخاب کردن معنی انگلیسی adopt appoint choose constitute opt pick return select tag take واژههای انگلیسی با این معنی mischoose بد انتخاب کردن، بد گزيدن، بد گزين کردن preselect قبلا انتخاب کردن، پيش بيني موضع کردن reelect تجديد انتخاب کردن، دوباره گزيدن. coopt انتخاب کردن ودر ميان خود آوردن elect برگزيدن، انتخاب کردن، اختيارکردن chosen برگزيدن، انتخاب کردن، اختيارکردن pick out جدا کردن، انتخاب کردن. choose گزيدن، برگزيدن، انتخاب کردن designate نامزدکردن، گماشتن، معرفي کردن