انتها معنی انگلیسی closure end ending extreme last tail terminal termination windup واژههای انگلیسی با این معنی extremities انتها، حد، پايان extremity انتها، حد، پايان adinfinitum بي انتها، براي هميشه . open ended بي انتها epiphonema حسن انتها acrogenous از انتها رسته، ازسر رسته، از طرف سر رشد کننده endless form ورقه بي انتها. open ended system سيستم بي انتها front end processor پردازشگر جلو و انتها، پردازشگر نهايي hock spanner آچار نيم گردي در يک دسته در انتها و يک، قلاب با چنگک در سر ديگر telo- پيشوندي است به معني ((انتها)) که به کلمات ديگر، ميچسبد. end پايان، انتها، اخر tag end اخرين قسمت، انتها. timeless نامناسب، بي انتها. endless loop حلقه بي پايان، حلقه بي انتها stockli استاکلي، حرکت روي خرک از انتها به وسط، يا بعکس با دايره زدن ژيمناست از پهلو termination پايان، خاتمه، انتها tail end قسمت انتهايي، قسمت نهايي، انتها tailing پس مانده، تکه، انتها long bone استخوانهاي دراز (مثل ران وبازو و غيره)، که شامل يک قسمت استوانه اي ودوقسمت، برجسته در انتها ميباشند. endless بي پايان، بيکران، ابدي eternality بي پايان، بيکران، ابدي terminal نهائي، انتهائي، واقع درنوک