انسداد معنی انگلیسی block blockage choke closure obstruction occlusion strangulation واژههای انگلیسی با این معنی blockage انسداد. emotional blockge انسداد هيجاني roadblock وسيله انسداد جاده .، راهگير بر پا کردن، راه بند ساختن coronary thrombosis انسداد شريانهاي اکليلي veno-occlusive مربوط به انسداد و گرفتگي سياهرگها، مسدود کننده، سياهرگ. atresia انسداد مجرايي که در حال طبيعي بايد باز باشد، راه بندان، سوراخبندان bloc بنداوردن، انسداد، جعبه قرقره blocking کنده اي کردن، انسداد. oppilation بستن يا بستگي مجرا، انسداد مجري، سده silting up لاي گيري، انسداد خلل و فرج، لاي گرفتگي stopgap چاره موقت، وسيله موقت، دريچه انسداد. block age بازداري، ممانعت، جلوگيري obturation بستن، مسدود سازي، بستگي sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي