اولی معنی انگلیسی former preponderant واژههای انگلیسی با این معنی prima materia هيولاي اولي riding anchor لنگر نگهدارنده، لنگر اولي rookie تازه کار.، تازه کار، سال اولي former پيشين، سابق، سابقي pristine نخستين، پيشين، قديمي retorsion معامله به مثل، عملي است که يک دولت در مقابل عمل دولت، ديگري انجام مي دهد و عمل اخير کاملا" ultimate اجل، عاقبتي، آخر (ي) rudimental اصلي، اساسي، بدوي