دیکشنری فارسی

rookie

UKrukiː US'ru:kı

معنی فارسی

تازه کار. تازه کار سال اولي

معنی کامل و مثال‌ها

/rook´ē/n.

● (خودمانی)

● سرباز ناشی، نوسرباز

● (به ویژه ورزش) تازه کار، سال اولی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an awkward and inexperienced youth

واژه‌های دیگر با معنی «تازه کار.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن