ایراد
معنی انگلیسی
complaint drawback
واژههای انگلیسی با این معنی
- objcetionable مورد ايراد، قبيح، ناشيسته .
- sea lawyer ملوان ايراد گير
- lic وارد بودن (ايراد)
- inviolacy motive انگيزه ايراد گريزي
- salutatorian دانشجوي ايراد کننده نطق افتتاحيه جشن فارغ، التحصيلي
- adduc اقامه، ايراد، ارائه دليل
- objection اعتراض، ايراد، حرف
- objectionability قابل اعتراض، ايراد دار
- objectionable قابل اعتراض، ايراد دار
- animadverted خرده گرفتن، ايراد کردن، اعتراض کردن
- animadverting خرده گرفتن، ايراد کردن، اعتراض کردن
- animadverts خرده گرفتن، ايراد کردن، اعتراض کردن
- censure عيب جويي، ايراد گيري، سرزنش
- citatory استهشادي، ايراد کردني
- adductor اقامه، اظهار، ايراد
- quotation نقل، ذکر، ايراد
- adduction اقامه، اظهار، ايراد
- stricture انتقاد، خرده گيري، ايراد
- citation ذکر، استشهاد، ايراد
- sceptical شکاک، کم باور، ايراد گير
- objector اعتراض کننده، معترض، ايراد کننده (يا کننده)
- inductility عدم امادگي براي لوله شدن، اقامه، اوردن
- adduee اقامه کردن، آوردن، ذکر کردن
- cite ذکرکردن، گفتن، احضارکردن