adduc معنی فارسی اقامه ايراد ارائه دليل واژههای دیگر با معنی «اقامه» adductor اقامه، اظهار، ايراد adduction اقامه، اظهار، ايراد adduce قابل اقامه، قابل ارائه، اقامه دليل کردن adduee اقامه کردن، آوردن، ذکر کردن adducible قابل اقامه، قابل ارائه bringing an action اقامه دعوي initiating proceedings اقامه دعوي foreclosure سلب حق اقامه دعوي، پيش بندي، بازداشتن forclosure سلب حق اقامه دعوي، ممانعت. non claim فروگذاري از اقامه دعوادر مدت قانوني