ایراد کردن معنی انگلیسی pose واژههای انگلیسی با این معنی animadverted خرده گرفتن، ايراد کردن، اعتراض کردن animadverting خرده گرفتن، ايراد کردن، اعتراض کردن animadverts خرده گرفتن، ايراد کردن، اعتراض کردن adduee اقامه کردن، آوردن، ذکر کردن cite ذکرکردن، گفتن، احضارکردن animadvert خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن observableness رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن observably رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن observe رعايت کردن، بجا آوردن، نگاه داشتن address عنوان، نام و نشان، سرنامه tactfulness عنوان، نام و نشان، سرنامه