ایستاده معنی انگلیسی endways standing straight tall stand-up stander واژههای انگلیسی با این معنی standing ايستاده، راکد، مقرر standing wave موج ايستاده stationary wave موج ايستاده upright spin چرخش ايستاده standee شخص ايستاده . straphanger مسافر ايستاده standing start استارت ايستاده standoff ايستاده در کنار، کناره گير، کناره گيري rampant بر دو پا ايستاده، درحال حمله خانوادگي، شايع quasi stationary state شبه حالت ايستاده standup goalie دروازه باني ايستاده vertical retort tar قطران کوره هاي ايستاده، قطران قرعهاي ايستاده static در حال ايستاده يا ساکن statically در حال ايستاده يا ساکن offhand position حالت ايستاده در تير اندازي kick turn دور زدن در حالت ايستاده (اسکي) power form تيراندازي ايستاده با تير و کمان step-through method تيراندازي ايستاده با تير و کمان ledger-blade تيغه پارچه بري که دريک جا ايستاده و پره، گردنده دارد chest roll چرخيدن ژيمناست از حالت ايستاده بروي سينه stagnant راکد، ايستاده، مرده stationary ساکن، ايستاده، ثابت stilted سوار چوب پا، بالا ايستاده، بلند semierect نيم شق، نيمه ايستاده، نيمه قائم.