ایهام معنی انگلیسی equivocalness play on words pun wordplay واژههای انگلیسی با این معنی equivoke ايهام، ابهام، جناس equivoque ايهام، ابهام، جناس amphibology ايهام، ابهام، سخن دوپهلو equivocator ايهام گو، دوپهلوحرف زن، حيله بازدرسخن گفتن equivocation ايهام گويي، دوپهلويي، نيرنگ درصحبت amphibole داراي ايهام، مبهم، نامفهوم equivocally ازروي ايهام، بطورمشکوک يانامعلوم amphibolic داراي ايهام، مبهم equivocality دوپهلويي، ايهام، مشکوکيت ambiguously بطورمشکوک ياناروشن، با ايهام، بطورمبهم multivocal داراي چندين معني، ايهام دار، چند پهلو equivocal داراي دومعني، داراي ايهام، دوپهلو ambiguity مشکوکيت، نامعلومي، ايهام punster جناس گو، تجنيس ساز، ايهام گو ambiguous مشکوک تاروشن، مبهم، داراي ايهام unclearness مشکوک تاروشن، مبهم، داراي ايهام quip کنايه، گوشه، طعنه