با محبت معنی انگلیسی affectionately kind واژههای انگلیسی با این معنی kissy با محبت، اهل ماچ و بوسه، ماچي jawsmith کسيکه با محبت زياد مردم، فريبي ميکند، مردم فريب warmhearted (warmheartedness) خونگرم، با محبت، مهربان affectionately بمهرباني، با محبت، (در پايان نامه) دوستدار شما warm hearted دلسوز، با محبت tender نازک، حساس، لطيف fond مايل، مشتاق، شيفته agape دهن باز، مبهوت، متعجب