باد شدن معنی انگلیسی bag واژههای انگلیسی با این معنی blown out رانده شدن تخته موج سواري با باد شديد scud سبک رفتن، تند رفتن، (ازپيش باد) رانده شدن blown وزيدن، دميدن، برده شدن بواسطه وزش باد blow ورزيدن، دميدن، فوت کردن plump گوشتالو، پرگوشت، چاق blast تندباد، انفجار، منفجر شدن fizzle فيش، فس، باد در رفتگي bulge برآمدگي شکم، شکم دادن، باد کردن windchill سرماي حاصله از وزش باد، تبريد، خنک شدن بدن در اثر سرما tumefy آماس کردن، متورم شدن، باد کردن protuberate برامدن، باد کردن، غلنبه شدن