باد کرده معنی انگلیسی baggy big puffy swollen tumescent turgid ventricular inflated واژههای انگلیسی با این معنی intumescent باد کرده، اماس کرده، بالا امده tumid باد کرده، آماس کرده، آماسيده inflated باد کرده، پف کرده، متورم turgid باد کرده، آماسيده، غلنبه bunged up باد کرده، بسته، قي گرفته cirsoid واريس مانند، مانند رگهاي باد کرده، وابسته به رگفراخي pneumatic tire لاستيک توپي چرخ، لاستيک ميان تهي که از باد پر کرده براي دوره، چرخ بکار مي برند stodgier سنگين، ناگوار، باد کرده stodgiest سنگين، ناگوار، باد کرده stodgily سنگين، ناگوار، باد کرده stodginess سنگين، ناگوار، باد کرده stodgy سنگين، ناگوار، باد کرده billowy مواج، موج مانند، باد کرده . padded ذبي دار، پشتي دار، پر ventricular وابسته به شکمه دل يا شکم چه مغز، بطني، شکم دار puffy پف کرده، بادکرده، باد دار