بازار معنی انگلیسی bazaar exchange mall market marketplace mart plaza rialto واژههای انگلیسی با این معنی mart بازار، مرکز بازرگاني، حراج گاه market بازار، دادوستد bazaar بازار bazar بازار market-place بازار market imperfection نقص بازار، ناقص بودن بازار، ناقص بودن بازار (نبودن رقابت کامل) marketplace بازار گاه، ميدان فروش کالا، بازار. supermarket ابر بازار، فروشگاه بزرگ. bullion market بازار شمش foreign exchange market بازار ارز gold market بازار طلا labor market بازار کار loan market بازار وام market risk خطر بازار market share سهم بازار marketbasket سبد بازار oil market بازار نفت buyer's market بازار خريد، بازاري که در کنترل خريدارست fair market هفته بازار، بازار مکاره historical cost قيمت بازار، قيمت متعادل market structure ساخت بازار، بنيان بازار sales area بازار فروش، حيطه فروش black market بازار سياه buyers market بازار خريد