بازویی معنی انگلیسی arm bracket واژههای انگلیسی با این معنی brachial بازويي، بازومانند، وابسته به بازو humeral بازويي، عضدي، شانه اي humeri بازويي، عضدي، شانه اي humerus بازويي، عضدي، شانه اي basilic وريد بازويي، وابسته به ساختمان يا کليساي مربع و مجلل elbow telescope دوربين بازويي radial drilling machine دستگاه مته بازويي bow arm بازويي که کمان را مي گيرد transept بازويي چليپا (ساختمان کليسا) service chevron علايم بازويي که خدمات جنگي را نشان ميدهد brachiate داراي شاخه هاي يک در ميان و پر گسترش، بازويي، از شاخه اي به شاخه ي ديگر تاب خوردن elbow ارنج، زانويي، زانو