بازپرسی کردن معنی انگلیسی cross-examine cross-question interrogate واژههای انگلیسی با این معنی heckle شانه کردن، سخت بازپرسي کردن از، کتان زن cross examination بازجويي همگاني، تحقيق چند جانبه، بازپرسي کردن interrogate پرسش کردن از، سوال کردن از، بازپرسي کردن از redirect بازپرسي از شهود بعد از بازجويي متهم، دوباره راهنمايي کردن.