بالا آوردن معنی انگلیسی disgorge puke vomit واژههای انگلیسی با این معنی upheave بالا آوردن، بلند کردن، ورغلپيدن upbringing بالا آوردن، پرورش، تربيت barf قي کردن، بالا آوردن granulate دانه دانه کردن، دان دان کردن، ريز کردن granulized دانه دانه کردن، دان دان کردن، ريز کردن flub اشتباه احمقانه، لاف زدن، توپ خالي زدن. gold export point نقطه خروج طلا، نقطه اي است که به علت بالا بودن قيمت ارز، خارجي در کشور وارد کننده کالاي خارجي