بخشیدن به معنی انگلیسی confer endue grant واژههای انگلیسی با این معنی endow بخشيدن (به)، دادن، اعطاء کردن (به) universalize جامعيت بخشيدن به، عام کردن، جهاني کردن. expedite rule مقررات سرعت بخشيدن به بازي پينگ پنگ endue داراکردن، بخشيدن (به)، دادن (به) reenforce از نو تقويت کردن، نيرو بخشيدن به، مسلح کردن. vitalize زندگي دادن، زندگي بخشيدن، حيات بخشيدن (به) vantage سودمند بودن، مفيد بودن (براي)، فايده بخشيدن (به) gentrify محله ي قديمي يا فقيرنشين را به محله ي طبقه ي، متوسط تبديل کردن، به رتبه يا طبقه ي بالاتري ارتقادادن quick en تندکردن، جان دادن، روح بخشيدن quicken تندکردن، جان دادن، روح بخشيدن give دادن (به)، بخشيدن، پيشکش کردن revivified زندگي تازه بخشيدن، نيروي تازه دادن (به)، دوباره رونق دادن revivifies زندگي تازه بخشيدن، نيروي تازه دادن (به)، دوباره رونق دادن revivify زندگي تازه بخشيدن، نيروي تازه دادن (به)، دوباره رونق دادن reinvigorate باز نيرو بخشيدن، تجديد نيرو کردن، نيروي تازه دادن به .