بدرفتاری معنی انگلیسی ill-treatment maltreatment misconduct mistreatment واژههای انگلیسی با این معنی misbehaviour بدرفتاري، سوء رفتار، جفا. harsh usage بدرفتاري، تندي misbehavior (misbehaviour) بدرفتاري، سوء رفتار، جفا. manhandle بدرفتاري کردن، باخشونت اداره کردن. mistreat بدرفتاري کردن، دشنام دادن. maltreat بدرفتاري کردن به، بد بکار بردن man handle با نيروي انسان حرکت دادن، بدرفتاري کردن blue bell گزارش جنايت، گزارش بدرفتاري aspca مخفف: انجمن آمريکايي مبارزه با، بدرفتاري نسبت به حيوانات misusage سوء استعمال، بدکار بردن.، بدرفتاري misuse بدبکار بردن، سواستفاده کردن از، بدرفتاري کردن به mishandle بد بکار بردن، بداداره کردن، بدرفتاري کردن به abused دشنام، فحش، سوء استفاده abuses دشنام، فحش، سوء استفاده abusing دشنام، فحش، سوء استفاده mistreatment دشنام، فحش، سوء استفاده abuse بد بكار بردن، بد استعمال كردن، سو استفاده كردناز