بر ضد معنی انگلیسی against ob- واژههای انگلیسی با این معنی against بر ضد، مخالف، برعليه apotropaic بر ضد چشم بد، بلاگردان counterrevolution قيام بر ضد انقلاب، انقلاب متقابل.، جنبش براي سرکوبي انقلاب decembrist توطئه گر بر ضد تزار نيکولاي اول versus prep در مقابل، بر ضد counter fire آتش متقابل، آتش ضد آتشبار بر عليه دشمن hovering acts قوانين ضد قاچاق، قوانيني که بر رفت و آمد کشتيهاي خودي، و اجنبي در محدوده معيني از آبهاي کشور oppose ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن oppositional ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن renitence ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن antiair warfare جنگ ضد هواپيمايي، جنگ ضد برتري هوايي، نبرد بر عليه برتري هوايي دشمن antibilious صفرا بر، ضد صفرا، صفرا کش antiparalytic ضد فلج، داروي ضد فلج، فلج بر. antifebrile تب بر، ضد تب febrifugal تب بر، ضد تب.