براق معنی انگلیسی alight glittery glossy lustrous nacreous polished satiny sheeny shiny silken silky واژههای انگلیسی با این معنی ganoid براق، مينايي، داراي فلس هاي براق lustrous براق، جلادار، صيقلي ganoidal براق، مينايي، داراي فلس هاي براق ganoidean براق، مينايي، داراي فلس هاي براق glazy براق، صاف، زلال mirror finish براق، درخشان splendent براق، درخشان shinier براق، صيقلي shiniest براق، صيقلي shiny براق، صيقلي glazed brick آجر براق comprest tile کاشي براق angora cat گربه براق. bright finish صافکاري براق beady eyes چشمان ريز براق clear varnish coat روکش لاکي براق lusterware ظروف سفالين براق. bright luster صيقل کاري کاملا" براق glassine کاغذ نازک و براق و شفاف، کاغذ تلق، کاغذ فرانما rhinestone سنگ مصنوعي بيرنگ و براق. straw yellow رنگ زرد براق مايل به قرمز، رنگ زرد کهربايي. wampumpeag صدف براق و زيبايي که سرخ پوستان امريکايي، بجاي پول مصرف ميکردند، پول. glace صاف، براق، نرم mercerized حريرنما، براق، مرسريزه