glace
USgleıs
معنی فارسی
صاف ، براق ، نرم ، پوشيده ازشکر، لعابدار،
ماده صاف و براق ، دسر سردو يخ بسته ،
شربت سرد، بستني.
صاف ، براق ، نرم ، پوشيده ازشکر، لعابدار،
ماده صاف و براق ، دسر سردو يخ بسته ،
شربت سرد، بستني.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن