برخاستن از معنی انگلیسی ascend exhale stem واژههای انگلیسی با این معنی wet take-off برخاستن از زمين با استفاده از مکانيزم، تزريق آب landplane هواپيمايي که قادر به برخاستن از سطح زمين، که شامل برف و يخ نيز ميگردد ميباشد awakeing بيدار کردن، بيدار شدن، از خواب برخاستن gyrodyne رتورکرافتي که رتورهاي آن هنگام برخاستن، شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها در دامنه، معيني از سرعت توسط موتور کار ميکند stream takeoff حالت موجي هواپيماها در حال برخاستن پشت، سر هم، پرواز از روي باند به صورت موج پشت سر هم rise برخاستن، بلندن شدن، پاشدن