بردار
معنی انگلیسی
derrick vehicle
واژههای انگلیسی با این معنی
- vector بردار، خط حامل
- vulnerable زخم بردار، زخم خور، زخم پذير
- tollable باج بردار، باج بده
- lift vector بردار برا
- light vector بردار نور
- wave vector بردار موج
- insurable بيمه بردار، بيمه شدني، بيمه کردني
- fraudful کلاه بردار، گول زن، حيله گر
- fraudulent کلاه بردار، گول زن، حيله گر
- exploiter بهره بردار، استخراج کننده، سوء استفاده کننده
- benefic بهره بردار، فايده برنده، نيکوکار
- normal vector بردار عمود، بردار قائم
- cross-bearer صليب بردار، علم دار
- code vector بردار رمز.
- customable گمرک بردار
- interrupt vector بردار وقفه
- land surveyor نقشه بردار
- mouldable قالب بردار
- patchable وصله بردار
- polar vector بردار قطبي
- weight lifter وزنه بردار
- finable جريمه بردار، جريمه دار، محکوم بدادن جريمه
- obedient فرمان بردار، حرف گوش کن، مطيع
- discountable تخفيف بردار، کاستني، کم کردني