برگردانده معنی انگلیسی upset واژههای انگلیسی با این معنی inverted برگردانده، وارونه، معکوس turned برگردانده، واژگون، چپه invert arch طاق برگردانده، طاق وارونه beaded edge لبه برگردانده شده gong زنگي که از صفحه لب برگردانده تشکيل شده، و چکشي آهسته بر آن ميزند reflected بر گشته، برگردانده، منعکس (شده) alienated انتقال شده، برگردانده، خراب (شده) واگذارنده returnable برگرداندني، که بايد برگردانده شود، واجب الاعاده dogs-ear تاي گوشه کاغذ، لب برگردانده کردن (کتاب) nak Negative Acknowledgement، کد کنترل انتقال بين المللي که توسط يک، ترمينال گيرنده برگردانده شده است