returnable
UKritəːnəbl
USrı'tə:nəbəl
معنی فارسی
برگرداندني ، که بايد برگردانده شود ،
واجب الاعاده
معنی کامل و مثالها
/ri tu_r´nǝ bǝl/adj., n.
● بازگرداندنی، استردادپذیر، بازگشتپذیر، پس دادنی، قابل برگشت
● (اسناد یا فرمهای قضایی و غیره) رجوعی، آنچه که اعادهی آن الزامآور است
● (بطری خالی و قوطی و غیره) قابل پس بردن به فروشگاه و دریافت ودیعه
تعریف انگلیسی
adjective
- that may be returned “returnable bottles and cans” “this merchandise is returnable if you save the receipt”