دیکشنری فارسی

returnable

UKritəːnəbl USrı'tə:nəbəl

معنی فارسی

برگرداندني ، که بايد برگردانده شود ،

واجب الاعاده

معنی کامل و مثال‌ها

/ri tu_r´nǝ bǝl/adj., n.

بازگرداندنی، استردادپذیر، بازگشت‌پذیر، پس دادنی، قابل برگشت

(اسناد یا فرم‌های قضایی و غیره) رجوعی، آنچه که اعاده‌ی آن الزام‌آور است

(بطری خالی و قوطی و غیره) قابل پس بردن به فروشگاه و دریافت ودیعه

واژه‌های دیگر با معنی «برگرداندني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن