دیکشنری فارسی

returnable

UKritəːnəbl USrı'tə:nəbəl

معنی فارسی

برگرداندني ، که بايد برگردانده شود ،

واجب الاعاده

معنی کامل و مثال‌ها

/ri tu_r´nǝ bǝl/adj., n.

● بازگرداندنی، استردادپذیر، بازگشت‌پذیر، پس دادنی، قابل برگشت

● (اسناد یا فرم‌های قضایی و غیره) رجوعی، آنچه که اعاده‌ی آن الزام‌آور است

● (بطری خالی و قوطی و غیره) قابل پس بردن به فروشگاه و دریافت ودیعه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. that may be returned “returnable bottles and cans” “this merchandise is returnable if you save the receipt”

واژه‌های دیگر با معنی «برگرداندني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن