eversible
معنی فارسی
برگرداندني واژگون شدني
معنی کامل و مثالها
/ē vu_r´sǝ bǝl/adj.
● (قابل پشت و رو کردن مثل برخی کتها یا پلک چشم) برون برگردان، پشت و رو پذیر، پشت و رو شدنی
برگرداندني واژگون شدني
/ē vu_r´sǝ bǝl/adj.
● (قابل پشت و رو کردن مثل برخی کتها یا پلک چشم) برون برگردان، پشت و رو پذیر، پشت و رو شدنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن