دیکشنری فارسی

turndown

US'tə:n'daun

معنی فارسی

دولا برگرداندني برگردان تا کردني عدم پذيرش رد ردسازي پسزني زوال انحطاط نزول

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_rn´doun´/adj., n.

● دولا، برگرداندنی، برگردان، تا کردنی

a turndown collar

یقه‌ی برگردان

● عدم پذیرش، رد، ردسازی، پس‌زنی

● زوال، انحطاط، نزول

ریشه و کاربرد

ریشه

From the verb 'turn' + 'down'. First known use in the 1840s.

مثال

  • She had to face a turndown from the company.
  • The turndown of his proposal was unexpected.
  • He received a turndown from the university.

ترکیب‌های رایج

turndown service turndown ratio turndown rate

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of refusing an offer “the turndown was polite but very firm”

واژه‌های دیگر با معنی «دولا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن