inversive UKinvəːsiv معنی فارسی برگرداندني مبني بر قلب واژههای دیگر با معنی «برگرداندني» reducible برگرداندني، قابل تبديل، قابل تحويل restorable برگرداندني، قابل استرداد، تجديد کردني returnable برگرداندني، که بايد برگردانده شود، واجب الاعاده invertible برگرداندني، وارونه شدني، قابل قلب eversible برگرداندني، واژگون شدني turndown دولا، برگرداندني، برگردان revertible برگشتني، برگرداندني transferable انتقال پذير، قابل انتقال، واگذارکردني revocation لغو، الغاء، فسخ