دیکشنری فارسی

invertible

UKinvəːtəbl

معنی فارسی

برگرداندني وارونه شدني قابل قلب معکوس شدني

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having an additive or multiplicative inverse

واژه‌های دیگر با معنی «برگرداندني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن