بشاش معنی انگلیسی alive cheerful gladsome jovial واژههای انگلیسی با این معنی friskier بشاش، شوخ، جست وخيزکننده friskiest بشاش، شوخ، جست وخيزکننده frisky بشاش، شوخ، جست وخيزکننده cheerful بشاش، پيشاني گشاده، خوش (رو) beaming بشاش، خوشرو، درخشان canty بشاش، سرزنده . bright with joy بشاش (ازخوشي) gratulant خوش، بشاش، تهنيت اميز crouse سرحال، بشاش، سرزنده cheerier سرزنده، بشاش cheeriest سرزنده، بشاش cheery سرزنده، بشاش pleasing خوش، خوش، بشاش sprightlier خوش، بانشاط، بشاش sprightliest خوش، بانشاط، بشاش sprightly خوش، بانشاط، بشاش spirituelle خوش، با نشاط، بشاش riant خندان، متبسم، بشاش heartsome روح بخش، سرزنده، بشاش exhilarate نشاط دادن، شادمان کردن، بشاش کردن roseate گلگون، گلي، پر گل roseal گلگون، گلي، پرگل beamish درخشان، اخگرافشان، شاد jocund خوش، فرحناک، سر چنگ